-
سخنی از عشق
چهارشنبه 1 مهرماه سال 1388 13:08
بگفت از عشق کارت سخت زارست بگفت از عاشقی خوش تر چه کارست عشق فرزند خلف یک ارتباط است. ارتباطی بس ساده. یک با هم بودن ساده. یک با هم اندیشیدن کوتاه. یک زیر باران رفتن. یک نگاه و شاید یک کلام و شاید .... یک سلام فرزندی ضعیف و رنجور که نطفه اش زمانی بسته می شود که یک هم حسی مشترک شکل گرفته باشد. جنینی ضعیف و کوچک که باید...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 شهریورماه سال 1388 11:35
C:\Documents and Settings\Administrator\Desktop
-
زنده گی یعنی...
چهارشنبه 4 شهریورماه سال 1388 13:29
زندگی یعنی من، یعنی تو، یعنی من وتویی که گاهی اوقات مال خودمان نیستیم . می شویم رؤیا و آرزوی یکی دیگر . می شویم ستاره شب هایش اما به او چشمک نمی زنیم . یا که نه آن لحظه ای است که برای اولین بار بنیان دلمان لرزید، آن روزها طعم زندگی را بهتر احساس می کردیم . بعدها فهمیدیم به این لرزیدن دل عاشق شدن می ...
-
پری بودی یا انسان من در گمان شدم
یکشنبه 13 اردیبهشتماه سال 1388 14:28
تقدیم به معصومه نازنین بار اول وقتی که ترا دیدم و به چشمانت نگاه کردم، مفتون آن چشمان زیبایت شدم، وقتی با من سخن گفتی صدایی دل انگیزت، روح و روان مرا نوازش کرد و لطف و مهربانی که در صدا و نگاهت احساس می شد، احساسات خفته مرا بیدار ساخت و مرا به دنیایی خیالاتم برد. ولی آن لحظه خیلی زودگذر بود و مثل برق گذشت. آن یک لحظه...
-
از دور نشو
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 11:45
مگذار که در حسرت و آلام بمیرم دور از تو به غم سازم و ناکام بمیرم بگذار به پای تو دل، آرام بخوابم جان در قدمت داداه و آرام بمیرم خوش نیست که این مرغ گرفتار تو آخر چون صید فراموش شده در دام بمیرم پروانه صفت کاش به پیش رخت ای شمع دل سوخته و پرزده هر شام بمیرم در خوابم اگر جلوه کند، صبح وصالت مستانه سحر خیزم و آرام بمیرم...
-
عاشقانه
چهارشنبه 2 اردیبهشتماه سال 1388 11:12
باید اول خریدارم شوی تا من خریدارت شوم وز جان ودل یارم شوی تا عاشق زارت شوم من نیستم چون دیگران بازیچه یی بازیگران اول به دام آرم ترا، وانگه گرفتارت شوم من گلبرگ مغرورم نمی میرم ز بی آبی ولی بی دوست میمیرم درین دنیا به تنهایی من نمی رفتم به غربت تو فرستادی مرا گر بمیرم من به غربت آه من میگیرد ترا مچنون صفتم در عشق...
-
درس عشق و محبت
سهشنبه 1 اردیبهشتماه سال 1388 11:21
در عالم هستی، هر زنده ای آدرس دارد! اما، عشق با تمام زنده بودنش، آدرس نمی خواهد چون خودش راه را نشان می دهد! عشق، آرام و بامتانت باحیا و با حجب بر قلبت می نشیند و گاهی نیز چون نگاه کورکورانه ای که این پا و آن پا میکند در مسیر زندگی ات قرار می گیرد و سالیان سال با تو می آید بی آنکه آزار برساند! عشق "آزار" نمی...
-
جملات عشقی
چهارشنبه 19 فروردینماه سال 1388 11:46
اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست! زندگی عشق است.عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که هر دم به کنارش باشی عشق آنست که هر لحظه به یادش باشی.
-
همه می پرسند
پنجشنبه 13 فروردینماه سال 1388 11:17
همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب ؟ چیست در همهمه دلکش برگ ؟ چیست در بازی آن ابر سپید ؟ روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟ چیست در کوشش بی حاصل موج ؟ چیست در خنده جام ؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر ، نه به آب ، نه به برگ ، نه به این آبی...
-
پرنیان
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 15:55
تو همانی که دلم عمری دنبالش گشت میدانم که بعد از این نمیشه از تو گذشت چون پرنده از قفس دل پرید و بر نگشت کسی هرگز ندانست بی تو برمن چه گذشت میوزد هردم به گوشم زنگ آرام صدایت میگریزم سوی تنهای و میمیرم برایت اندکی تا دست می یابم به روزان گذشته بوسه واری می شگوفم از گریبانت به جایت روزگاری را که چون می تراویدی به بامم...
-
عطر باران
سهشنبه 4 فروردینماه سال 1388 09:45
عطر باران صنـــم عنبــــرین در کـــویر آرزو ها عطــــــــر بــاران مـــــــیرســـد ســـــــبزه قـامـــت میکشد بــوی بهـاران مـــــیرســد ســـایبـان امـــن مـــن مــــی آید از شـــــرق خـــیـــال سبـــز و رنگین، پــر طــراوت، دست افشـان میرسـد مــاه مـــــن مـی تـابـد از ژرفـــای شـــــبهای ســـیاه بـا نگــــاه...
-
سلطان گل
دوشنبه 3 فروردینماه سال 1388 15:09
سلطان گل آمد بهار و فصل و ارغوان رسید صحن چمن به رتبه باغ جنان رسید سلطان گل به تخت لطافت جلوس کرد بلبل به بزم تهنیتش نغمه خوان کرد دشت و دمن قبای ستبرق به بر نمود این خلعت از خدیو ربیع رایگان رسید سنبل به سان زلف نکویان گرفت تاب ریحان به باغ چون خط سبز بتان رسید قمری به طرز تازه نوا را از سر گرفت سر و سهی به باغ چو...
-
هو المعشوق
پنجشنبه 29 اسفندماه سال 1387 15:44
« هو المعشوق » به نام آنکه جان را فکرت آموخت زفکرت نور عشقش را بر افروخت عشق را نه شرحی است و نه بیانی ، باید که عاشق بود تا عشق را شناخت . ورنه عشق ، در حوصله ی کلام و قلم نیست که نیست . فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم بنده ی عشقم و از دو جهـان آزادم طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فــراق که در این دامگه حادثه چون...
-
گل عشق
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 13:46
گل عشق گویند در کـویر هیچ گلی ، هیچ گیاهی نمی روید. اما من دیده ام در کـویر سوزان دل خویش رویش گل محبت را، جوانه زدن شاخه امید را و پیچیدن پیچک عاشق نگاهت را به درخت خشکیده آرزوهایم. من حس کرده ام نوازش دشت روحم را با نسیم محبت تو و بهاری شدن باغ وجودم را در بارش مهربان آفتاب نگاهت.
-
آن زمان که دل را بتو باختم معصومه نازنین
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 12:26
صبح گاهان با خیالت با دلی پراز رمز و راز با نسیم خوشبوی جانت در بستری که بوی ترا دارد نفسی که عطر ترا دارد آغاز میکنم بودنم را گل یاس نگاهت در جانم خانه کرده رنگ چشمان تو رنگ آسمانم شده عطر جانم بوی گلهای تن ترا دارد حرف اولم، حرف آخرم تویی صدایم صدای توست خانه ام ترا فریاد میکند چشمانم ترا جستجو میکند دستانم ترا می...
-
نگاه کن
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 11:22
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستیم خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام میکشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطر ها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها ز...
-
تمنا
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 10:47
تمنا باز عید آمد و دل غرق تمناست هنوز چشم من منتظر میهن زیباست هنوز تا که صلح آید و خاموش شود جنگ و جدل لیک این دم همه را ناله و غوغاست هنوز همه جا شادی و عیش است و نوای دف و چنگ لیک در خلوت من این دل تنهاست هنوز پول داران همه آسوده ز درد اند ولی بیوه ها غرق در این ودای غم هاست هنوز فکر بی خانگی و رنج و غم و چوب و...
-
سخنى از بزرگان در باب عشق
چهارشنبه 28 اسفندماه سال 1387 10:13
سخنى از بزرگان در باب عشق یکى از بزرگان در توضیح و تفسیر معناى عشق مى فرماید : عشق را در یک تقسیم بندى مى توان به پنج قسم تقسیم نمود : 1 ـ عشق الهى : آخرین و برترین مقام ومرتبه هاست که تنها اهل مشاهده و توحید و حقیقت بدان دست مى یابند . 2 ـ عشق عقلى : مقامى است که نصیب اهل معرفت مى شود و مربوط به عالم مکاشفه و ملکوت...
-
مرا دریاب که دیوانه وار دوستت دارم
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 17:02
از پشت شیشه های بزرگ دلتنگی گریه میکنم و آرزو میکنم که کاش برای یک لحظه فقط یک لحظه آغوش گرمت را احساس کنم ، میخواهم سر روی شانه های مهربانت بگذارم تا دیگر از گریه کم نشوم . تو مرا به دیار محبتها بردی و صادقانه دوستم داشتی پس بیا و باز در این راه تلاش کن اگر طاقت اشکهایم را نداری . در راه عشقی پاک تر و صادقانه تر،...
-
عشق ابدی فقط و فقط خداست .
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 17:01
عمق شب گم شده ای بودم نه نوری نه ستاره ای می تابید از همه کس خسته و گریزان بودم اگر کسی غم نامه ام را می خواند اشکش همچون سیل جاری می شد تنها و خسته از خود هم گریزان بودم از نامردان زخمها در سینه داشتم از عشقهای بیهوده زمینی هم گریزان بودم ولی در ان شب تاریک که گریان بودم ناگهان نوری بر وجودم تابید در تنم جانی تازه...
-
از خدا پرسیدم
سهشنبه 27 اسفندماه سال 1387 16:46
از خدا پرسیدم : خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد ؟ خدا جواب داد : گذشته ات را بدون هیچ تاسفی بپذیر ، با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس برای آینده آماده شو. ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز . شک هایت را باور نکن و هیچگاه به باورهایت شک نکن. زندگی شگفت انگیز است فقط اگربدانید که چطور زندگی کنید مهم...