عاشقانه

تقدیم به عاشقان پاک

عاشقانه

تقدیم به عاشقان پاک

درس عشق و محبت

در عالم هستی، هر زنده ای آدرس دارد!

اما، عشق با تمام زنده بودنش، آدرس نمی خواهد چون خودش راه را نشان می دهد!

عشق، آرام و بامتانت باحیا و با حجب بر قلبت می نشیند و گاهی نیز چون نگاه کورکورانه ای که این پا و آن پا میکند در مسیر زندگی ات قرار می گیرد و سالیان سال با تو می آید بی آنکه آزار برساند!

عشق "آزار" نمی رساند "آزاد" می سازد.

چون شمع، روشنت میکند اما چون آفتاب نمی سوزاندت!

با تو می افتد اما دوباره برمی خیزد، با تو می گرید اما لبخند می زند! عشق، لحظه نیست، عمر است.

عشق، صبور است و باگذشت، مهربان است و لطیف، ملایم است و شاد.

بهترینم: میبینی هنوز همانم، همان قدر عاشق، همان قدر بی دل، هر روز که میگذرد نگاهت عاشقترم میکند و لبخندت شیفته ترم،

خدا میداند که چقدر به خاطر نبودنت گریه میکنم ...

گل یعنی زیبایی...

زیبایی یعنی عشق...

عشق یعنی آرامش...

آرامش یعنی احساس خوب با تو بودن...

و با تو بودن یعنی دست یافتن به تمام آرزوهای محال...

عشق را با تو تجربه کردم،

امید به زندگی را در تو آموختم،

محبت را در قلب تو یافتم،

ای همای سعادت شبهای تنهاییم با هر تپش قلبم می گویم:

دوستت دارم

چشمان همیشه عاشقم در انتظار توست...

جملات عشقی

اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است، غمی نیست. همین انتظار رسیدن شب برایم کافیست! 

زندگی عشق است.عشق افسانه نیست آنکه عشق را آفرید دیوانه نیست عشق آن نیست که هر دم به کنارش باشی عشق آنست که هر لحظه به یادش باشی.

همه می پرسند

 همه می پرسند: چیست در زمزمه مبهم آب ؟

چیست در همهمه دلکش برگ ؟

چیست در بازی آن ابر سپید ؟

 روی این آبی آرام بلند، که تو را می برد اینگونه به ژرفای خیال

چیست در خلوت خاموش کبوترها ؟

 چیست در کوشش بی حاصل موج ؟

  چیست در خنده جام ؟ که تو چندین ساعت مات و 

 مبهوت به آن می نگری

 نه به ابر ، نه به آب ، نه به برگ ، نه به این آبی آرام بلند ، نه به

  این آتش سوزنده که لغزیده به جام ، نه به این خلوت خاموش کبوترها ،

 من به این جمله نمی اندیشم !

 من مناجات درختان را ، هنگام سحر

 رقص عطر گل یخ را با باد ،

نفس پاک شقایق را در سینه کوه ، صحبت چلچله ها را با صبح ،

 نبض پاینده هستی را در گندم زار

 گردش رنگ وطراوت را در گونه گل

همه را می بینم ، می شنوم ، من به این جمله نمی اندیشم...

 به تو می اندیشم

  ای سرا پا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم

 همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم

 تو بدان این را تنها تو بدان

  تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو به جای همه گلها تو بخند !

 اینک این من که به پای تو در افتادم باز

 ریسمانی کن از آن موی دراز

 تو بگیر ! تو ببند! تو بخواه !

  پاسخ چلچله ها را تو بگو

 قصه ابر هوا را تو بخوان

 تو بمان با من تنها تو بمان !

  در دل ساغر هستی تو بجوش

 من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست

 آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش